يك انسان تا چه اندازه به ظرايف و بالا وپايين زندگي توجه دارد . و وقتي به اين مسائل توجه كني از شما به عنوان يك انسان
با سليقه ياد خواهند كرد
خود من به شخصه خيلي سعي كردم تا به اين ظرايف عمل كنم .
مثلا همين چند وقت پيش يك قضيه كه براي من خيلي مهم بود را سعي كردم
تا اويزه گوشم كنم تا مبادا دچار مشكل بشم اما در عمل نتوانستم.
سر قضيه سربازي كلي تلاش كردم چند هفته اين ور و اون ور دويدم به خصوص توي گرما
40 بالا، پدر بزرگ آدم جلوي چشمش مي ياد . هنوز هم معلوم نيست كه چي بشه ما كه
زبانمون به ته خيابون چسبيد .
قصد نداشتم به كسي بگم كه چي به چيه ، وقتي كه خسته باشي و از كسي گله
داشته باشي دوست داري با يك نفر صحبت كني ، من هم فقط با آقا مهدي مسائلم رو در
جريان مي گذاشتم اين بنده خدا خدا هم كلي
راهنمايي ما مي كرد .
درست موقعي كه كار ما تو ين سازمان از لحاظ تحويل مدارك تمام شد در
راهم به آق وحيد برخوردم . اين آق وحيد يك مقداركي شيرين ميزنه اگر به سرش بزند ديكه پدر مادر سرش نمي
شه اين همه تعريف و كردم يك هو فكر نكنيد بنده خدا لولو با اين بنده خدا تو
دانشكاه آشنا شدم طولاني نكنم قضيه رو ،
وقتي بنده رو ديد گفت كه چه كار كردي من هم گفتم نمي دونم چي ميشه گفت كه مدراك
منم رو به اين آقا بده گفتم كه منو مي شناسه گفت كه چه بد ! (اين اقا هم بعد از
اين كه 10 روز از ماه گذشته حالا بلند شده اومده توقع هم داره كه كارش درست بشه)
بالاخره باهم رفتيم تو اتاق اون آقا من اوراقم رو تحويل دادم ، طرفمم گفت بيست و پنجم جوابش مي ياد
اين رو داشته باشيد من از اين آقا خداحفظي كردم و رفتم.
رفتيم سراغ دوستمون كلي درد دل تا اين كه ساعت يك شد رفتين
نماز وقتي برگشتيم يك دفعه يكي از اين بچه
هايي كه تو اتاق اون آقايي گزينش دستش بود شاره كرد كه بيا . با خودم كفتم كه اين
بنده خدا كه با من صنمي نداره ، موقعي كه بهش رسيدم گفت كه تو چه كارت كه به كسي بگي كه چي كار ميكني اين وحيد آقا اومده داخل اتاق هر چي از دهنش در
اومده به اين يارو گفته و گفته كه چه را اين آقاي محتشمي بايد پذيرفته
بشه ( كه البته هنوز نه به بار نه به دار ، چون بايد مدارك ما بايد ارزيابي
بشه)بالاخره كلي اون جا رو به هم ريخته بود اون يارو هم اين قدر تو كوره در رفته
بود كه نزديك بوده اسم من بدبخت رو خط بزنه ؟؟؟
البته و صد البته كه همه اين بد بختي هاي ما به خاطر اين سربازي لعنتيه
، به خصوص اين كه طبق آخرين اطلاعات من سربازي در ايران جزو كشورهايي است كه بدترين
شرايط رو دارند .(والله نمي دونم بيست و چند تا كشور بودند كه ايران هم جز اونا
بود كه همه اونا هم جز كشوراي درست وحسابي نبودند مثل بوركينافاسو وگينه بي صاحبو
و از اين قبيل...)
درست در زماني كه بايد از بهترين زمان عمر خودت استفاده كني بايد
حيران اين مسئله باشي كه هيچي
(البته ما
نمي گيم لازم نيست ما مي گيم دوره اون رو اي كاش كاهش مي دادند)
همه اين ها رو كه گفتم اگر من
با اين بنده خدا دو كلمه نمي گفتم كه چه كار ميكنم مسئله لاپوشوني ميكردم . اين مسائل پيش نمي آمد.
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 6:27 بعد از ظهر  توسط علی محتشمی
|