تبليغاتX
انعکاس

 به سرگذشت انسان ها فکر می کنم ، بعضی از انسان ها آن قدر پایان خوبی برای خود رقم می زنند که حیرت برانگیز است و اما برخی هم بر خلاف آن .

بعضی از انسان ها آنچنان شروع را به خوبی آغاز می کنند که هیچ گاه برای دیگران سقوط وی قابل تصور نیست.

یکی از حالات بسیار ناگوار وقتی به وجود می آید که عده ای بوسیله شما دچار سقوط شوند .به نظر من یکی از بدترین حالتها وقتی به وجود می آید که انسان در حال سقوط باشد و خود نداند که به چه سرنوشتی دچار خواهد شد.

اجتماعی که ما انسان ها در آن زندگی می کنیم مکانی است که هر فردی خواسته یا ناخواسته تحت تاثیر دیگری است . به نظر بسیاری از جامعه شناسان هر جامعه ای تشکیل شده است از 90در صد افراد عامی یا به قول ساده تر ، تاثیرپذیر .

می ماند 10 در صد مابقی که هدایت آن 90 درصد را انجام خواهند داد. گروه ده درصدی خاص ها خود به دو گروه تقسیم می شوند 5 درصد ، انسان های صالح و نیکوکار که در صورت هدایت این دسته جامعه به سعادت خواهد رسید .گروه خاص بعدی انسان های ناصالح و بی تقوا در راس آن می باشند که در هدایت جامعه به سمت بدبختی و فلاکت تاثیر  خواهند داشت .

وقتی تاریخ را مطالعه می کنیم  انسان هایی را مشاهده می کنیم که جز خواص بودند و در ابتدا مسیر را بدون هیچ عیب ونقصی پیمودند اما به تدریج به علل  مختلف از مسیر اصلی منحرف شده اند ، جامعه ای را به انحطاط برده اند . در عصر خودمان هم بسیار ی را مشاهده می کنیم که در آغاز راه آنچنان در مسیر حق تاخته اند و پرداخته اند که وقتی وضعیت حالشان را بررسی می کنیم با آن معیار های حق شناسی فرسنگ ها فاصله دارند.

سخن در این باب بسیار است که اصلا در این چند خط وبلاگ نخواهد گنجید .

و اما حرف اصلی من

 که از خدا بخواهیم که اگر آن ظرفیت و آمادگی در ما ایجاد نشده جز این گروه از انسان ها قرار ندهد که سرنوشت و پایان بسیار وحشتناکی خواهد بود صعود رویایی به آسمانها و ناگهان سقوط در دره های عمیق و بی انتها.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 10:3 قبل از ظهر  توسط علی محتشمی  | 

ای دل تو چه می کنی ؟
می مانی یا می روی ؟
                                                        (شهید آوینی)


 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط علی محتشمی  | 

نمي دونم كه تا حالا شده با افرادي سر و كار داشته كه همش نق مي زنند ، حتما ديدين ، هميشه ناراضي اند .

نمي دونم به چي راضي مي شن فكر كنم اگر همه دنيا رو به اين دسته از آدم ها اهدا كني ، بازهم ناراضي اند .
چرا فلان چيز اين جوره چرا نفت 100 دلار شده چرا اين چرا فلان چيز اين جوره چرا بهمان چيز اين جوره !
منظورم اين نيست كه به بدي ها راضي باشيم اگه اين كه همش ايراد بگيري چيزه بدي هست . تازه ميري زندگي شو وارسي مي كني مي بيني كه خيلي هم زنگي بدي نداره .
هميشه وضع رو بحراني نشون مي ده هميشه سعي داره كه همه رو مايوس كنه حتي اگر ذاتا نخواد
من مي گم :
كه انسان زاده شده براي مبارزه . انسان در رنج زاده شده . بايد با اون دست و پنجه نرم كني بايد اون رو مغلوب خودت كني .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط علی محتشمی  | 

سلام یاهو! چطوری؟ سلامتی؟ ما هم بد نیستیم. ملالی نیست جز دوری شما كه آن‌هم به لطف حذف ما از لیستت بیشتر شده.

حالا شناختی؟ ما را یادت آمد؟ ما ایرانی هستیم. یعنی اهل ایرانیم. ایران هم كه حتماً می‌دانی كجاست؛ چون تو آمریكایی هستی و هر روز اخبار جدیدی از تهدید ما به جنگ و بمبو این حرف‌ها روی سایتت می‌گذاری.

اگر می‌خواهی بیشتر راجع‌ به ایران بدانی كافی است به نقشه دنیا نگاه كنی. ما آنقدر كوچك نیستیم كه برای پیدا كردنمان خیلی زحمت بكشی.

وسط یكی از راهبردی‌ترین نقاط دنیا، یعنی خاورمیانه، یك گربه می‌بینی كه آرام سر جای خودش نشسته و به ‌قول آن جوك معروف، دارد ماستش را می‌خورد.

البته این گربه قبلا این‌قدرها هم ساكت نبود. اصلا یك شیر بود. یك شیر پرابهت كه نگاه به یال و دمش همه را سرجای خودشان می‌نشاند. دمش توی هند بود، سرش توی اروپا، پایش در یمن بود و سرش در مصر.

2هزارسالی این‌جوری بود؛ حالا یك وقت بزرگ‌تر، یك وقت هم كوچك‌تر. اگر بازهم دقیق‌تر بخواهی ما 7هزارسال پیش به این سرزمین آمدیم، مثل شما كه 500 سال پیش به آمریكا رفتید.

تقریبا 3هزارسال پیش بود كه حكومت‌های محلی بزرگی راه‌انداختیم، مثل شما كه 350 سال پیش حكومت‌های محلی راه‌انداختید.

دقیقا 2566 سال پیش بود كه كورش كبیر، كه تقریباً همه دنیای آن‌روز را فتح كرده‌ بود، با فتح بابل، بزرگ‌ترین شهر دنیا، (همین بغداد كه الان دست شماست) اولین امپراتوری بزرگ تاریخ را بنا كرد، اسمش را هم پدران ما گذاشتند: «ایران»، مثل پدران شما كه دقیقا 231 سال پیش در جنگ با انگلیس‌ها امپراتوری‌تان را بنا كردند و اسمش را گذاشتند «ایالات متحده».

جالب این كه وقتی كورش بابل را بدون ریختن خون از دماغ یك نفر فتح كرد، اعلامیه‌ای صادر كرد كه‌ الان به ‌آن می‌گویند: «نخستین اعلامیه حقوق بشر» و در آن اهداف متعالی‌اش را شرح داد، مثل پدران شما كه وقتی در جنگ با انگلیس‌ها پیروز شدند، اعلامیه‌ای نوشتند به نام: «اعلامیه استقلال» و در آن اهداف شان را شرح دادند.

از زمان تأسیس، ایران حدود 2 هزارسال است كه در مناسبات جهانی نقش اساسی داشته. مثل شما كه 150 سال است نقش مهمی در دنیا دارید.

از این مدت، ایران حدود 1100 سال ابرقدرت جهانی بوده‌است، مثل شما كه 80 سالی‌است كه این وضع را دارید و از این مدت، ایران 600 سال (در دور‌ه های مختلف) تنها ابرقدرت دنیا بوده، مثل شما كه 16 سال است تنها ابرقدرت دنیا هستید.

یاهو به‌عنوان یكی از دو پورتال بزرگ اینترنتی، نام ایران را از لیست صفحات ثبت نامش حذف كرده.دوستان وب‌باز در اعتراض به این حركت یاهو، وب‌سایتی ساخته‌اند و می‌خواهند بازهم یك بمبگوگلی دیگر را بتركانند.Yahoo mail كلمه‌ای است با وزن اینترنتی مشابه Arabian Gulf و كمی بیشتر.

می‌بینی یاهو جان! ما چقدر مشتركات تاریخی داریم. حالا یك صفر و دو صفر اختلاف كه این حرف‌ها را ندارد.

حالا برو تاریخ بخوان ببین ملل مختلف، وقتی ایران به تنهایی ابرقدرت دنیا بوده در موردش چه نوشته‌اند و الان كه آمریكا ابرقدرت دنیاست در موردش چه می‌گویند.

راستی می‌دانی چه‌كسی این شیر پر یال و كوپال را شكل گربه كرده؟ همان كسانی كه پدران شما با آن‌ها جنگیدند و آن‌ها را از سرزمین‌هایی كه آباد كرده‌‌ بودند بیرون ‌انداختند، با نانجیبان و خیانتكاران همدستشان روی‌هم ریختند، یكی یالش را كند، یكی دمش را كه شد این گربه آرام.

البته این گربه آرام در دلش همیشه شیر داشته، همیشه؛ از داستان‌ها و افسانه‌ها كه بگذریم، یكی آریوبرزن بوده، یكی هم سوره‌نا. یكی بهرام مهران بوده، یكی یعقوب لیث بوده، یكی هم حسن صباح. یكی رئیس‌علی دلواری بوده، یكی هم حسن باقری و محمد جهان‌آرا.

خلاصه اگر بخواهیم شرح بدهیم كه براین ملت چه‌ها كه نگذشته، شرح اسفار هم درمقابلش چیزی نیست.

حالا هم چند صباحی‌است كه دور، دور شماست و هركاری كه می‌خواهید می‌كنید! ما را هم از لیست‌تان حذف كنید. ایرادی ندارد.

به قول ما ایرانی‌ها: «این نیز بگذرد!» این هم بمبما.

ماجرا را كه احتمالا تا حالا فهمیده‌اید.

به‌قول یكی از وبلاگ‌ها: «یاهو به‌عنوان یكی از دو پورتال بزرگ اینترنتی، نام ایران را از لیست صفحات ثبت نامش حذف كرده.یعنی وقتی كه به ‌عنوان یك ایرانی بخواهید از گوشه‌ای در دنیا، ثبت نام كنید و شناسه‌ای مجازی برای خود بسازید، با نام هر ده‌كوره و تكه خاكی برخورد می‌كنید غیر از سرزمین پاك خودتان.یعنی اینكه نمی‌خواهند سرپا باشیم، نمی‌خواهند باشیم، نمی‌خواهند ایرانی دوران باشكوه باشیم... می‌خواهند ایرانی روزهای آغامحمدخان باشیم؛ بی‌خاصیت، آرام، بی‌غیرت، ساكن و بی‌حركت، نادان و جاهل، مشغول به درگیری‌های داخلی..»

البته اگر از اشتباه لپی آغامحمدخان به‌جای ناصرالدین‌شاه كه بگذریم، دقیقا چنین اتفاقی افتاده‌است.

 

ماجرای «خلیج فارس» را كه یادتان هست.دوستان وب‌باز، سایتی راه‌انداختند كه در آن توضیح می‌داد كه خلیج عربی نامی جعلی برای سرزمینی‌است كه قرن‌هاست «خلیج فارس» نامیده می‌شود، حتی در نقشه‌های عربی (arabian-gulf.info).

بعد مردم این سایت را به هم لینك دادند و این‌طور شد كه یك بمبگوگلی راه‌افتاد. هركس از هرجای دنیا با كلیدواژه Arabian Gulf جست‌وجو می‌كرد، در انتخاب اول به این سایت می‌رسید (و البته هنوز هم).

برهمان سیاق هم باز دوستان وب‌باز در اعتراض به این حركت یاهو، وب‌سایتی ساخته‌اند و می‌خواهند بازهم یك بمبگوگلی دیگر را بتركانند.

Yahoo mail كلمه‌ای است با وزن اینترنتی مشابه Arabian Gulf و كمی بیشتر. در جست‌وجوهای مردم دنیا، معمولاً یكی از 300 كلیدواژه اصلی جست‌وجو شده و حتی از كلماتی مثل بوش یا ایران هم آن را بیشتر می‌كاوند.

لینك helloyahoomail.net را هر كجا كه می‌توانید، در وبلاگ‌ها، سایت‌ها، فوروم‌ها و صفحات اینترنتی‌تان قرار بدهید و با متنی كه در صفحه اصلی بمبگوگلی Hello Yahoo قرار گرفته هم‌فكری كنید.

منبع :همشهري

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 6:19 بعد از ظهر  توسط علی محتشمی  | 

يكي از دوستان ُ به من مي گفت كه چرا چرت و پرت مي نويسي ؟! بايد خدمت ايشون عرض كنم كه وبلاگ فضايي است براي ثبت تمام آنچه كه شما در ذهن داريد. البته نه هر چه به قولي تا سخن در ذهن شما ست در اختيار شماست ، ولي هنگامي كه از ذهنن به زبان منتقل شد ديگر متعلق نيست و شما اسير آن هستيد پس بايد در انتخاب سخن هم بايد دقت كرد !
گر من از سرزنش مدعیان اندیشم       شیوه مستی و رندی نرود از پیشم

مدتي كه به كاري مشغول هستم روزها مردم مي آيند هر كدوم براي مقاصد شون طرحي و پوستري و يا... در خواست ميكنند. من از قبل ها يعني حدود هفت هشت سال با نقاشي ايراني و نگار گري ( تذهيب ) آشنا شدم ، قبل از اون هم نقاشي رو به صورت كلاسيك انجام مي دادم ، حسی كه در نگار گري وجود داره و آرامشي كه در نقوش اون هست بي نظيره ، هر بار كه مشغول مي شم بيشترين حض دنيا رو مي برم .
 تابستوني ُ مرداد ماه رفته بودم اصفهان از اقبال خوب  من هم نمايشگاهي از آثار نگارگري در فرهنگسراي استاد محمود فرشچيان برگزار شده بود ، مي دونستم كه اصفهان مهد نگار گري ايران هست . وقتي وارد ساختمان نگار خانه شدم اولين چيزي كه توجه منو به خودش جلب كرد معماري جالب و گيراي اونجا بود مخصوصا كه درست دركنار رود زاينده رود واقع شده بود .وقتي از در تالاري كه كه آثار در اونجا قرار داشت وارد شدم نقوش روح افزا جلوه گري رنگ ها هركدوم خيره كننده بود زلالي رنگها ديوانه كننده بود شايد هر كي اين خاطره من رو بخونه بخنده اما من تا حالا در طول زندگيم اينقدر لذت نبرده بودم .
نمي دونم چه سري در اين اشكال و نقوش هست كه اينقدر مجذوب اونها هستم . بعضي وقتها آرزو مي كنم كه اي كاش اين زندگي به اين شكل نبود دوست داشتم يك جاي خلوت و بكر مثل يك جزيره توي يك اقيانوس پيدا مي كردم به اين زندگي هم محتاج نبودم روزها مي نشستم و نقاشي مي كردم . حيف حيف
این همه عکس می ونقش نگارین که نمود   
                                                          یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
فكر مي كنم روياهاي من خيلي زيباست توي اين روياها به به پول و ثروت محتاج نيستم ،يعني اصلا ارزشي ندارند . وقتي انسان ها رو مي بينم كه هركدوم سفارش ميدهند ، حالم هم ميخوره از هر چي كار سفارشيه

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 8:19 قبل از ظهر  توسط علی محتشمی  |