بنده امروز قصد پرسش یک سوال دارم امیدوارم هر کسی این رو می خونه در قسمت نظرات جواب بده
به نظر شما چرا می گن حرفی که از دل بر بیاد به دل هم می شینه؟ ان شالله
خیلی حرف در این مورد داریم با هم بزنیم
دو باره سلام.
مي دونيد دارم به روزهاي رفته فكر ميكنم همين چند روز پيش انگار همين چند روز پيش بود ماه رمضان مهمان دلهاي ما بود. امام علي «ع» مي فرمايد: زندگي انسان دو نيمه است : يك نيمه از آن را در آرزوي رسيدن به نيمه دوم و نيمه ديگر در حسرت نيمه ديگر. چقدر زيباست . فوق العاده زيباست نه!؟ واقعا بر انسان قرار مي گيرد.
اميد وارم يك چيز از اين رمضان هديه بگيرم و اين مطلب را روي لوح دلم بنويسم واين است كه:براي هر چيز مرز بگذارم، براي هر چيز! بيابان هم اگر مرز نداشته باشد ديگر بيابان نيست. حضرت يوسف وقتي اسير زندان هوس هاي شيطاني زليخا شد چون براي خودشون حد مرز الهي داشتند خداوند هم در نهايت ايشان را به مقامات بالا رساند.
اميدوارم ما هم از اين واقعيات درس بگيريم. و چه اندكند كساني كه مي انديشند و تفكر مي كنند.
بسم الله ارحمن الرحيم
سلام حدود يك ماهي هست كه مطلب نگذاشتم. شبها كه مشغول ميشم يا بعضي از وقتها كه تنها هستم افكارم به ذهنم خطور مي كنند و بعدش از ياد و ذهنم فراموش مي شن.واقعيتشو مي خواهيد براي خالي نبودن عريضه مي خوام در مورد سفرم به اصفهان بگم.در ابتدا اين رو بگم كه چيزي كه در ابتدا هر مسافري رو مجذوب ميكنه معماري واقهعا زيباي اين شهر هست كه خيره كننده است چشم هاي انسان رو مي نوازه به انسان آرامشي تاثير كذار مي ده و اينه هنر كمال گرا اين است كه به انسان آرامش مي دهد وقتي عشق وايمان در هنر ايراني ذوب ميشه نتيجه همينه مطمئنم كه اين مطلب روخودتون گرفتيد! مي دونيد چرا؟چون در اين هنر همه چيز سر جاي خودش هست.نظم در نهايت خودش هست.يك نفر مي گفت كه هر چيزي يك انرژي و يك سري امواج و يك سري فركانس داره ، حال اگر اجسام در نظم و ترتيب قرار گرفته باشند آنگاه اين امواج با هم جمع مي شوند و باعث مي شوند كه ذهن انسان از همون آرامشي كه گفتم بر خوردار شوند اما اگر به غير از اين باشد باعث تداخل امواج و به همان گونه تاثيري منفي بر ذهن انسان خواهد گذاشت. البته بنده نمي دونم كه اين نظر از لحاظ علمي ثابت شده است يا نه اما تا حدودي بخش هايي از اين سخن مي تونه درست باشه. مشخص هست كه نظم باعث مي شه كه نويز بر روي ذهن انسان سوار نشود.
اضلاع ميدان امام اصفهان از قاعده طلايي پيروي مي كنند حتما مي دانيم كه مستطيل به چنين تناسبي بيشتر به چشم انسان خوش خواهد آمد.و معمار ايراني اين موضوع را در آن اعصار متوجه شده بود.
به نظرمن معماري ايراني در اعصار گذشته ما يك از بهترين معماري هاي دنيا بوده و اما واما... با همه پيشرفت فن آوري در عصر ما مشاهده مي كنيم كه معمار عصر ما دچار از همگسيختگي شده است . آيا جز اين نيست كه وقتي در خيابان هاي شهرهايمان عبور مي كنيم دچار ناراحتي ونوعي تشويش ذهن خواهيم شد.محيط زيست انسان بايد به گونه اي باشد كه اين مسائل در انسان به وحود نيايد،يكي از اساتيد معماري (استاد سعيد نيا) در مورد برج ها كه نماد معماري امروزه است مي گفت:در همه جاي دنيا برج به عنوان عنصري كه با ذات اانسان در تعارض هست ديده مي شود و در حال تجديد نظر در اين مورد مي باشند، برج كه نماد كاپيتاليسم مي باشد جز اينست كه يك مقدار سرمايه ناگهان به شهر ها هجوم مي آورند و از دل آن يك سري برج سر به فلك كشيده جاي باغ هاي ما و خانه هاي ما را مي گيرد. حتي برج نماد مدرنيزم هم نيست و و در تضاد با آن مي باشد. اگر دقديق تر صحبت كنيم اين عنصر بسياري از جنبه ها فاكتور هاي زندگي انسان اعم از نماي ديد و محيط زيست زندگي و .... را زدوده است.
مي توان معماري قديم ايران را بررسي كرد و جنبه هاي مختلف و زواياي ديد آن را نسبت به زندگي مشاهده كرد. معمار ايران به تعالي انسان توجه مي نمود و ايمان به خدا در تمام امورش نمود پيدا مي كرد،به همين دليل است كه وقتي انسان امروز در محيط قديمي و معماري سنتي قرار مي گيرد آرامش ذهن را بدست مي آورد. بنده مطمئن هستم كه كه اكثر مردم از اين گونه از شهرسازي آزرده خاطر و ناراضي هستند. بنده اعتقاد دارم كه اين نابسماني به مرور تاثير خود را در زندگي روزمره مردم خواهد گذاشت و از پيامد هاي آن همين رفتار هاي نا هنجار مي باشد كه با آن شيوه از زندگي منافاتي ندارد.
والسلام