تبليغاتX
انعکاس

انعکاس

فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت

این مطلب کاملا جدی است!!!

از آنجایی که در چند مطلب اخیر به جناب نیکولو ماکیاولی پرداختم، نسبت به این فرد ارادت خاصی پیدا کرده ام، باید بگویم، بر وی در طول تاریخ ظلم های بسیاری رفته است زیرا متاسفانه نام وی با پدر سوخته گری و دو دوزه بازی و نفاق در سیاست عجین شده است. بر آن شدیم تا در این زمینه به خاطر رد مظالم از وی به خاطر حفظ جوهره هر حکومت و هر گونه قدرتی به هر نحوی از وی در زمینه های زیر دفاع کنیم.

به پاس زحماتی که جناب ماکیاولی در علم سیاست کشیده است و خدماتی که به علم کرده است، بنده قصد دارم تا بنیادی به نام ماکیاولی فقید تاسیس بنمایم. به هر روی به خاطر صراحت و صداقت بیش از حد وی در این زمینه نام این بنیاد، آکادمی نیکولو ماکیاولی نهاده شده است.


اهداف این آکادمی:

در دنیایی که اکنون در هر زمینه ای برای پرورش آن علم و موضوع بنیادهای خاصی تاسیس شده اند و به انتشار و گسترش اهداف خاص خود می پردازند،(مانند آکادمی اسکار که در زمینه سینما فعالیت دارد و یا آکادمی تمشک طلایی در همین زمینه، و یا بنیاد نوبل که در زمینه های مختلف از جمله صلح، ادبیات، شیمی و فیزیک ... می پردازد)، جای چنین بنیادی در علم سیاست خالی بود، بالخصوص از کسانی که راه این دانشمند فقید را ادامه می دهند، و راه های جدید را در این زمینه ابداع می کنند، و هیچ گاه از آن ها اسمی برجای نمی ماند، تقدیر و تشکر خاص بنماید.

کاملا واضح است، هدف این بنیاد در جهت تحکم و استواری حکومت هاست، و هیچ منافاتی با اهداف هیچ نوعی از انواع حکومت ها ندارد. 

کاملا واضح است هرگونه مخالفت با این آکادمی، برابر است تهدید امینت و صلح بشری و مخالفت با زیست بشر، و تحدید و همچنین تهدید حاکمیت ها!

این بنیاد در هیچ چهارچوب خاصی فعالیت نمی کند. 

قصد ما این است که در انتهای هر ماه شمسی به یک نفر از سیاسان، به رسم یادبود و تشکر از خدمات متعالی آنها، لوح سپاس اهدا بشود. 

کاملا واضح است که در این مسیر هرچه اهداف جناب ماکیاولی بیشتر پیاده شود، امتیاز فرد بالاتر خواهد بود. 

این آکادمی در انتهای هر سال از بین متخبین خود به بهترین افراد در جهت انتشار اهداف این آکادمی تندیس طلایی خود را با نام تندیس نیکولو ماکیاولی فقید اهدا می نماید.

بدیهی است ممکن است در رشته های مختلف سیاست این جوایز اهدا شود.

کاملا واضح است که ممکن است کسی تا کنون شهریار را نخوانده باشد ولیکن تمام خطوط آن مطالب را اجرا بنماید و یا اینکه حتی آن را گسترش بدهد.

اهداف این آکادمی بشردوستانه است و مشخص است فعالیت بنیاد تنها در جهت انتشار علم می باشد.

تبصره: این آکادمی در دو بخش خارجی و داخلی به فعالیت خود ادامه خواهد داد. 

تذکر 1: کسانی حائز این جایزه ارزشمند خواهند شد، که در عرصه سیاست از تمام ابزارها برای پیشبرد اهدافشان به هر نحوی استفاده کنند. بدیهی است، کسانی که در این عرصه از امکانات و توانمندی های خود به بهترین وجه استفاده نمایند و به بالاترین مدارج سیاست رسیده باشند، نامزد دریافت جایزه خواهند شد.

سعی ما بر این است که در کمترین زمان افراد نامزد را معرفی نماییم ولیکن پیچیدگی های این عرصه و کمبود اطلاعات، می طلبد تا افراد علاقه مند در این زمینه این آکادمی را یاری برسانند.

تذکر 2: از آنجایی که ثبت این آکادمی در مراجع رسمی ایران حدود یک سال و شاید هم بیشتر(به خاطر بروکراسی اداری) طول می کشد، این آکادمی به خاطر پیشبرد اهداف پیش از ثبت خود فعالیت خود را آغاز خواهد کرد. 

از آنجایی که پیش بینی می شود در سال پیش رو انواع کلک ها و دغل ها و انواع نفاق، در عرصه سیاست ایران پیاده شود، آین آکادمی تلاش می کند فعالیت های خود در این سال گسترش دهد.

تذکر 3 : آز انجایی که معرفی این افراد در محیط رسانه ای ایران، ممکن است با واکنش هایی روبرو شود، از عزیزان فیلتر چی مجدانه استدعا داریم تا برای پیشبرد اهدافمان از فیلتر کردن این سامانه کمک های خود را دریغ نفرمایند!!

از کلیه دوستان دعوت می شود برای پیشبرد اهداف متعالی این آکادمی، عضو رایگان و  افتخاری ما شوند. آکادمی هرگونه پیشنهادی را برای پیشبرد اهدافش با آغوش باز می پذیرد.

برای ابتدای کار  نامزد های ماه اخیر بدین نحو می باشد. 

ع الف ه ب م ح ب ق ع الف ل  م ر ب ص ل غ ح ا ب ا 

تکمله: کاندیدای بنیاد ماکیاولی سال 88 فعلا کسی نیست جز جناب سید بزرگوار ما جناب میر حسین موسوی

سال 89 و 90 و 91 هم متعاقبا اعلام خواهد شد؟!



برچسب‌ها: ماکیاولی, آکادمی, شهریار, رایگان
نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط علی محتشمی|

در ادامه مطلب قبلی و فارغ از نگاه ارزش مدارانه و قضاوتگرایانه در مورد جناب نیکولو ماکیاولی، جناب راسل در کتاب سوم تاریخ فلسفه غرب تعریف جالبی از وی بیان کرده است که حداقل برای بنده قابل ستایش است:

" عادت بر این جاری است که اشخاص از شنیدن عقاید وی اظهار شگفت زدگی کنند و مسلما او گاهی شگفت انگیز است! ...

... مقدار زیادی از بد نامی او نتیجه خشم ریاکارانی است که نفرت دارند از این که کسی بدکاری را به صراحت اعتراف کند. البته راست که باز در عقاید او مطالب فراوانی باقی می ماند که حقیقتا شایسته انتقاد است، اما در این مطالب او زبانِ زمانِ خویش است، چنان صداقت فکریی در بی صداقتی سیاسی، در هیچ زمان یا کشور دیگری ممکن نمی بود ، مگر شاید در یونان قدیم و در میان کسانی که تعلیم و تربیت خود را مدیون سوفساطاییان بودند که تجربه سیاسیشان را مدویون جنگهای بین دولت های کوچ که در یونان قدم هم چون ایتالیان عصر رنسان ملازم سیاسی نبوغ فردی بود."


و اما قصد بنده از نوشتن این مطالب آشنایی دوستان با فلسفه غرب و گاها مقایسه آن وضعیت جاری و حتی تطبیق آن نظریات با اعمال و رفتاری که در وضعیت فعلی مان صورت می گیرد. امری که هیچ کسی نمی تواند آن را انکار کند. 

و اما این نظریات جنجالی ترین نظریات وی و عامل بدنامی وی می باشد. ولی خواندنش خالی از لطف نمی باشد. خلاصه ای از نظرات وی را می خوانیم

" ... پس بگذارید همه این را بدانند که برای رسیدن به هدف از دو راه می توان رفت: یکی از راه قانون و دیگر از راه زور. از این دو راه اولی شایسته انسان ها و دومی شایسته حیوان هاست. ولی از آن جا که طریقه اول غالبا بی تاثیر است، تشبث به طریق دوم ضرورت پیدا می کند. بنابراین بر شهریار لازم است که طریقه استعمال هر دوی این شیوه ها را خوب بداند و موضع را برای بکار بردن هر کدان نیک بسنجد... .

... برای شهریاران ضرورت دارد که راه بکار بردن خوی انسانی و حیوانی را خوب بلد باشد و بداند که یکی از این دو بی وجود دیگری پایدار نیست. ولی از انجا که شهریار باید بداند که نیمه حیوانی طبیعتش را چگونه عاقلانه به کار برد، بر اوست که از میان جانوران شیر و روباه را به عنوان سرمشق برگزیند زیرا که شیر برای تحصیل طعمه اش از تن دادن به رنج و کوشش و خستگی ناگزیر است، در حالی که روباه از گزند گرگان در امان نیست. در این صورت بر شهریار واجب است که حیله گری روباه را برای دفع گزند با صولت شیر برای نشان دادن قدرت توام سازد. 

اگر بنا باشد که شهریار فقط روی خصلت یکدندگی شیر تکیه کند عملش نابخردانه است و به این دلیل است که یک شهریار دوراندیش هرگز نمی تواند و نباید خود را پای بند حفظ ولی که داده است بشمارد و در رعایت آن قول، موقعی که برایش مسلم شده است فایده قول شکنی بیشتر است اصرار ورزد... .

... و میان این شهریاران هر کدام بازی کردن نقش روباه را بهتر بلد بوده اند از اقران و همگنان کامیاب تر شده اند. به واقع لازم است که شهریار این قسمت از طبیعت خود را که روبه منشی است با کمال دقت ، و در رنگی دنیاپسند، از انظار مخفی سازد و در پوشاندن خوی نیت حقیقی اش استاد باشد... "

***

به نظر می آید جریان بعدی که آژیر خطرش هم اکنون به صدا در آمده است، جریان نفاق یا روباه منشی است. از هرطرف و هر زاویه ای که به وضعیت حال و آینده نگاه کنید نفاق را مشاهده خواهیم کرد. قصد بنده از آوردن این مطالب به هیچ روی تایید این نظریات ماکیاولی نیست بلکه نشان دادن این مساله است که این گونه اتفاقات هم اکنون نیز توسط برخی از سیاستمداران ما در حال اجرا ست. "تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل"

به نظرم می رسد احمدی نژاد نتوانسته است ماموریت خویش را که همانا مبارزه جمهور علیه اشرافیت است را به پایان برساند، ولی توانست پرده از نفاق این جریان خطرناک بردارد و در این مسیر نیز از ترکِش این عزیزان تمامیت طلب بی نصیب نبوده است.

 جریان اشرافیت و اولیگارشی خانوادگی تنها به طریق چهره عوض کردن و نفاق است که می تواند به حیات خود ادامه دهد پس دوستان اسب های خود را زین کنید برای مبارزه با این جریان زور و زر و تزویر.

حلقه ال زبیریان هر روز تنگ تر می شود، ولی نباید این بار شهادت پایان ماجرا باشد، زیرا ملت تمام هزینه های خود در طول این تاریخ پر فراز و نشیب پرداخته است. اکنون موقع فتح است.* همان چیزی که رهبر عزیزمان چند روز پیش در محضر معلمان عزیز بیان نمودند: به فضل پروردگار قطعاً فردای ایران اسلامی بهتر از امروز خواهد بود.

با این تفاسیر آل زبیریان بدانند که تلاشهاشان برای خفه کردن صدای عدالت بیهوده خواهد بود، ما جوانان هماره پشت سر رهبر و مقتدایمان نایب برحق امام زمان ایستاده ایم.


* قطعا بیاد داریم نحوه کشته شدن مختار را!

 مختار با نوزده نفر از یارانش از قصر بیرون آمدند و شجاعانه جنگیدند تا به شهادت رسیدند و بقیه یاران او تسلیم شدند و همان‏گونه که مختار پیش‏بینی کرده بود، دست بسته و با خفت و خاری کشته شدند.

دشمنان مختار، چه اموی‌ها و چه زبیری‌ها از او ضربه‏های بسیاری خورده بودند، بدین جهت انواع تهمت‌ها را نثار او کرده و وی را کذّاب، مدعی نبوت، مدعی مهدویّت و … نامیدند و اطرافیان و اهل خانه او را به بیزاری جستن از او واداشتند.


*** خارج از دستور : کار به جایی رسیده است که برخی از خواص که اسم بردنشان امروز هرگونه مخاطره ای را به همراه دارد، صراحتا و به گونه ای عجیب بر خلاف نظرات رهبری اظهار می دارند که: ... برخی مدام از ساکتین و مارقین و راکبین فتنه سخن می‌گویند، .... معلوم نیست این تئوری‌ها از کدام کره نازل شده است،دنبال آن هستید که یک قبیله‌ای را حاکم کنید ولی این طور نمی‌شود. 
---->>> امام خامنه ای در 29 تیر 88: « … خطاب ما به نخبگان است؛ آحاد ملت هم هوشیارند؛ نخبگان ما هوشیار باشند! نخبگان بدانند هر حرفى، هر اقدامى، هر تحلیلى که به آن‏ها کمک بکند، این حرکت در مسیر خلاف ملت است. همه ما خیلى باید مراقب باشیم! خیلى باید مراقب باشیم! مراقب حرف زدن! مراقب موضع‏گیرى کردن! مراقب گفتن‏ها! مراقب نگفتن‏ها! یک چیزهائى را باید گفت! اگر نگفتیم، به آن وظیفه عمل نکرده‏ایم. یک چیزهائى را باید بر زبان نیاورد، باید نگفت؛ اگر گفتیم، برخلاف وظیفه عمل کرده‏ایم. نخبگان سر جلسه امتحانند! امتحان عظیمى است! در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم؛ سقوط است


برچسب‌ها: ماکیاولی, لاریجانی, شهریار, رهبر معظم انقلاب, احمدی نژاد
نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط علی محتشمی|

قصدم این است قسمتی از کتاب گفتارها نوشته ماکیاولی را بنویسم، نوشته ای که به نوعی و تا قسمتی بیانگر حال و روز جامعه ماست!! (البته قصدم مقایسه کامل نیست.) نوشته ای که به خوبی بیانگر فئودالیسم و الیگاریشی حاکم بر بخشی از جامعه است. به گفته ی برخی شاید بایستی وی را به گونه ای دیگر دید و خواند!؟

دوستان در نظر داشته باشند که وضعیت ایتالیای عصر رنسانس، وضعیت بسیار آشفته ای بود و ایتالیا به چند پاره تبدیل شده و فساد در ایتالیای آن روز بیداد می کرد، به عقیده برخی شاید شیوه ماکیاولی تنها راه فرار از این آشفتگی بود. گویند ماکیاولی در زندگی شخصی اش فردی شدیدا اخلاق مدار بوده است! به هر روی قصدمان تطهیر وی نیست.

" برای اینکه معنی لغت «شخص محترم» (جنتلمن) به نحوی واضح تر بیان شود، می گویم که «اشخاص محترم» به کسانی می گویند که آسوده و بیخیال، بی آن که به کشاورزی یا به کارهای مفید دیگر مشغول باشند، با استفاده از املاک و درآمدهای هنگفت که دارند عمری به بطالت و لهو و لعب می گذارنند. وجود این گونه اشخاص در هر کشور اعم از سلطنتی یا جمهوری، برای آتیه ی آن کشور زیان بخش است. اما از این ها زیان بخش تر آن دسته از توانگران مقتدرند که علاوه بر املاک و ثروت های نقدی، دژهایی که بر آن ها حاکمند و رعایایی که مطیع اوامر شان هستند در اختیار دارند. این طبقه از مردمان در کشور ناپل، در قلمرو ورمی ایتالیا، در رومانیا، و در لومباردی فراوانند و وجودشان باعث شده است که حکومت جمهوری هرگز نتواند در این کشورها به وجود آید. از این بدتر اینکه، همینان باعث شده اند که این کشورها هرگز نتوانند«موجودیت و بقای منظم سیاسی» داشته باشند چونکه منافعشان در همه جا با مصالح حکومتهای مدنی مغایر است و همه شان دشمن جبلی این گونه حکومت ها هستند. برقرار کردن نظام جمهوری در کشوری که وضعش از این قرار باشد عملا غیر ممکن است و تنها راه اسقرار هرگونه نظم و آرامش در این کشورها، تاسیس حکومت سلطنتی است زیرا هر آنجا که توده مردمانش تا آن حد فاسد شده باشند که قوانین کشور برای جلوگیری از خلافکاری های آن ها عاجز و بی اثر باشد، ضرورت ایجاب می کند که یک قدرت مافوق بالای سرشان قرار گیرد و یک سر پنجه مقتدر سلطنتی که دارای اختیارات کامل و مطلق باشد، جاه طلبی و فساد بیرون از حد زورمندان را مهار زند. "

گفتارها، کتاب اول، فصل 55


برچسب‌ها: ماکیاولی, گفتارها, شهریار, جمهوری, احمدی نژاد
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 9:1 بعد از ظهر توسط علی محتشمی|


آخرين مطالب
» آکادمی نیکولو ماکیاولی
»  صداقت فکریی در بی صداقتی سیاسی
»  «شخص محترم» (جنتلمن)
» دهانت را میبویند مبادا گفته باشی(یادداشتی در تشریح عصبیت)
» حکمت اسلامی، پارسی(مقدمه ای بر تفکرات شهید سهرودی و حکیم فردوسی)
» دستمال کاغذی منطق سودگرایی
» کشتی نوح
» این ماجرا هم چنان ادامه دارد!
» منطق یوتیلیتاریانیسم یا سودگرایی (دیدگاه غالب برخی از نمایندگان)
» اندکی منطق ( مقدمه ای بر سوال از رییس جمهور)
Design By : Pars Skin